امشب داشتم اين ياد داشت با عنوان روسپيگري عاطفي از وبلاگ آئين دلبري رو مي خودنم كه ياد يكي از مطالب وبلاگ خودم افتادم كه دو سال پيش نوشتم و گذاشتمش تو يكي دو تا سايت تا ديگران بخوانند و نظري به ما هم بدهند و ببينيم چه جوري فكر كرديم . بعد از يك هفته رفتيم سر زديم ببينيم كسي خوندتش يا نه كه ديدم اوه اوه فحش و فضحيت داده بودن به ما و يكيشونم كه از اين تريپ فمينيستي هاي اساسي بود واسه يك لحظه چادر و پوشيه سرش كرده بود و حكم ارتداد و اعدام مارو صادر كرده بود و بعدشم باز چادرش رو برداشته بود . چرا چون من هدف از ازداوج رو يك حرف مگو اعلام كرده بودم و اونم انگار تمام زنان رو يك جنس مصرفي دونسته بودم ، حكم مارو صادر كرده بود . بهر حال بماند . اما خواندن اين يادداشت از وبلاگ آئين دلبري رو توصيه مي كنم ، چون حداقلش ميتونه براي خيلي ها فرق بزاره بين سكس و محبت . اشاره دقيق نگارنده مطلب در اول و در آخر ياد داشت بر صحت و سقم تفكر وي مي افزايد ، آنجا كه مي گويد طلب محبت يا جملات عاشقانه يا هر چيز ديگري در حين انجام امورات شخصي مرتبه آدم را دچار نوسان مي كند .
طلب محبت يـــا جمــلات عاشـقـانه يــا هــــر چـيــز ديــگــري در حيـن انـجــام امـــــــورات شــخـصـــي مرتبه آدم را دچار نوسان مي كند .
*توي آرشيو موضوعي من در بخش سكس و فلسفه مي تونيد اون ياد داشت رو پيدا كنيد و ممنون ميشم اگر باز هم از نظراتتون باخبر بشم .
