جان دلم برايتان بگويد كه امروز معني با عشق كار كردن را هم فهميدم . ِاِاِاِاِاِاِاِ . معني كار كردن را نمي داند به من مي گويد با عشق كار كن . بله عزيزم من هم اگر ساعت دو و نيم بعد از ظهر مي رفتم خونمون با عشق كار مي كردم نه سگي . البته بنويسم كه در واژه نگاري من سگ معناي عظمايي دارد . گاهي سگ به معني سگ است . گاهي به معني زياد است گاهي به معني بد است . گاهي يك ميزان است مثل زياد يا بد يا خوب . گاهي ابزاري براي ابراز يك عشق است . عشق . بهر حال معاني تفصيلي بسياري دارد اين سگ . بگذريم . اين توصيه دوستانه همكارم به كار كردن با عشق باعث آن شد كه بنويسم :عزيزم تو يا معني عشق و نمي دوني يا روش درست كار كردن رو . باعث اين هم شده است كه بنويسم فرق من با تو مي دوني چيه عزيزم ؟ اين كه من با عشق كار نمي كنم اما تو عشقي كار مي كني . آندرستند عزيزم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 20:55  توسط
|