نازنين دور از خودم . هواي صبح دمان سرد است و تنها خيال تو مرا گرم مي كند و خورشيد كه سرد مي تابد بر خيال بادها كه بوي تو را ميآوردند و اين هجمه سرما بر تن نحيف خيال تو كه بسيار است و بسيار كه ديگر نديده امت . دارم به يادت هم نوازي پيانو و ويولن گوش مي كنم . همان كه برايم آوردي .من هنوز به يادت هستم . برايت ترانه مي گويم . اولين ترانه ام را كه يادت هست . اي لوس لوند دلبرانه / اي مستي من تواي ترانه / آغاز كنم شبي بيادت / پيمانه به پيمانه ترانه / من مست شوم ز هرنگاهت/مدهوش شوم ز روي ماهت / بوسه چو زني تو بر لبانم / آتش زده اي به خانمانم / انجام نگيرد اين سوز/ از بوسه تو از آن يكي روز /... و الا آخر . يادت هست . برايت با چه آب و تابي خواندم و تو چه گوش كردي و آن آفرينت . يادش بخير باد كه باد هنوز براي من بوي تو را ميآورد ، بوي پيراهن تو را كه بوي پيراهن يوسف است براي من .
من بيادت هستم .
