مي خواهم هميشه به يك قولي طغيان گر باشم . مي خواهم متفلوت باشم . مي خواهم در يك مجلس عروسي براي يك بارهم كه شده است دي.ان غزليات سعدي هديه بدهم . مي خواهم ديوان ايرج ميرزا هديه بدهم . مي خواهم كتاب نويسندگان جوان را بخرم و هديه بدهم ، داستان كوتاه . مي خواهم يك كاري بكنم كه كمي مردم ديدشان عوض بشود . البته تمام اين هارا مي خواهم به جوانان مجلس هديه بدهم نه پيرمردان و قديمي ترها كه بجاي تشكر با اون چشماي عوضيشون آدم رو مسخره كنند .من اگر بفهمم چه كسي اين رسم مسخره كتاب مفاتيح هديه دادن را راه انداخته است من مي دانم او . بايد بلند شوم و بروم دور حرم و يك حجره اي بگيرم و اين ها را كه ديواري شده اند به بلندي قد خودم به فروش بگذارم . چه چيز اين كار جالب است كه باز روي ان را هم تزئين مي كنند اين جماعت . والا من مانده ام كه چرا كسي يك كتاب تنها ترجمه فارسي* از اين ادعيه ها چاپ نمي كند تا خلق الله بخوانند و بفهمند كه سخن حضرت علي (ع) به مالك اشتر كه با خلق الله درست برخورد كن و روش من رو ادامه بده ، هيچ جاش گريه و زاري نداره .
*البته چاپ فارسي بازار خيلي ها رو كساد مي كنه .
