تبليغاتX
سردبیر دیپلم - گند روی گند

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


آن شنيدستي كه در اين لامكان ؟ وقتي كه بد بختي مياد / عطسه و گوز با هم مياد .  اومدم يك گند ديگه رو درست كنم ، زدم سشوار رو سوزوندم . آخه يكي نيست به من بگه آبت كم نونت كمه ، گند زدن و قايم كردنت ديگه چيه ؟ والا .

حالا خر رو بيار و باقالي رو بار بزن ببر تا بي نهايت كه بله كه چي ؟ كه كاچي به از هيچي . بابا جون قالش رو بكن و خودت رو راحت كن . والا . هي امسال هي سال دبگه . گرفتي عزيزم . نه . خودمم نگرفتمش هنوز .

دلم مي خواست ميرفتم و مي گفتم : من اين جا رو ... من اين جا رو ... نه نديدم . به روي خودم هم نميارم . اين بلاي جون من و جون بشريت  شده لامصب . ترس . ترس از واكنش بعد از گفتن حقيقت . همين. همينه كه همينه و الا نبايد همين براي همه همين بمونه . والا .

اين مصاحبه هم كه هيچي نداشت . همش همون حرفاي توخالي قبل  بود .گفتيم چي مي خواد بگه ، كه ديديم تنها يك اشتول به انگليسي ها داد و يك اشتول بزرگت رو گرفت كه باشه حالا كه بعدن گندش در بياد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 19:33  توسط   |