سيزده بدر است و من درست مانند پارسال در خانه ام تا ببينم سال را چگونه مي توان به پايان رساند . برادرم و خانومش به اتفاق مادرم رفته اند سيزده به در ، پدر سر كار است و خواهرم هم رفته است شهرستان . مانده ايم من و برادر ديگرم در خانه .

از ديروز تا حالا خوب و حسابي كتاب خوانده ام . شمايل مانا را دارم تمام مي كنم . به خواندنش مي ارزد . نويسنده اش مختار پاكي است كه در امريكا زندگي مي كند . رمان مربوط مي شود به خاطرات تاريخي يك پسر به نام سياووش كه تاريخ ايل و تبارش را و اتفاقات دور وبرش را تمام تعريف مي كند . مربوط مي شود به سال هاي فرار قوام السلطنه و دوره رضاخاني تا زمان جنگ .
رمان بافت زماني يك ساني را دنبال نمي كند وبه عبارتي نو است .
بهرحال سيزده را در خانه ايم و مانده ام كه چه كنم و چه نكنم . مانند چند سال گذشته سيزده را همين جا بودم . پارسال را كه درست يادم ميايد . اما چند سالي است كه به رسم تفرقه افكني زمانه ، ديگر آن شور و حال سيزده بدر رفتن ها را ندارم و ب كسي هم مچ نيستم براي بيرون رفتن .