دلم يك سگ مي خواهد درست به بزرگي اوضاع گندي كه درش گير كرده ام . نمي دانم گناهم چيست كه به هركسي كه درد دل مي كنم و كمي از ياد داشت هايم را مي خواند يا حرف هاي مرا گوش مي كند ، مي زند درست وسط اين قضيه كه بابا تو جوان با استعدادي هستي اما از استعدادت درست استفاده نمي كني . اين حرف مثل يك چوب دو سر طلا تا ته اونجاي آدم فرو مي رود كه استفاده نكرده اي . امروزبراي رئيس مون همين ها رو مي گفتم واونم همين ها رو مي گفت كه يك چيز جالب گفت . گفت تو بابا از بابات شروع كردي و تا نظام آموزشي هم رفتي . تو داري خودت رو گول مي زني . من هم گفتم : شد چهار سر طلا .
جا خورد . شما هم بوديد جا مي خورديد . بابا من و نذاشتن استفاده كنم . چرا كسي نمي فهمه . واويــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا .
