تبليغاتX
سردبیر دیپلم - برف و واويلا .

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


عجب برفي باريد . ايول . دمت گرم خدا . دمت رو گرمترش كن و دو ، سه تا برف همين جوري بباركه بي آبي نكشيم . نه تنها به خاطر ما . واسه اون زائراي امام رضا كه ميان مشهد . والا ما . يا سرما و قدمت  يا لب ما ودهنت . خيلي باحال باريده . پنجاه سانتي ديشب اومد . كف كردم صبح كه از خواب پاشدم ديدم واي زمين سفيد ، سفيد . حالا اومدم برم سركار . ساعت شيش صبح .اولين نفرم كه اومدم تو كوچه . كف كوچه تا پنجاه سانت دست نخورده ، دست نخوردست . حالا مهگ ميشه بري سركار . هر قدمم توي برفها بودو تو قدم دوم كفشام پر آب بود . خلاصه روز خوبي بود . هشت رسيدم سركارو تا 9 خودم رو گرم مي كردم . بعد از ظهرشم زدم رفتم پياده روي و سه تا عكس با حالا گرفتم كه خودم كه توي كامپيوتر ديدمشون گفتم اي ي ي ي ي ي ي ول بابا .

ديگه اين كه امروز توي تاكسي يك دختري نشسته بود بغل ما ، از اون تريپ طبيعيا و مارو ميگي داشت سقف رو سوراخ مي كردو نزديك بود از پنجره برم بيرون ؛چون داشتم ميتركيدم از... اون چيزي كه پسرا بازم بيشتر از دخترا مي دونن . اي ي ي ي ي ول بابا .

واويـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

برف نو ، برف نو ، سلام ، سلام / بنشين خوش نشسته اي بر بام / پاكي آوردي اي اميد سپيد ، همه آلودگي است اين ايام ./ راه شومي است مي زند مطرب ، تلخ واري است مي چكد در جام / اشك واري است ميكشد لبخند  ، ننگ واري است مي تراشد نام / شنبه چون جمعه ، پار چون پيرار ، نقش همرنگ مي زند رسام

مرغ شادي به دامگاه آمد ، به زماني كه بر گسيخته دام / ره به هموار جاي دشت افتاد ، اي دريغا كه بر نيايد گام / تشنه آنجا به خاك مرگ نشست ، كاتش از آب مي كند پيغام / كام ما حاصل آن زمان آمد ، كه طمع بر گرفته ايم از كام / خام سوزيم الغرض بدرود ، تو فرودا برف تازه سلام .

زمستان است .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 20:0  توسط   |