آمدم امشب اولين به اصطلاح راديويم را راه بيندازم و كلي هم نوشتم و بعد خواندم و خواندم تا روان شدم . حدود 10 دقيقه اي مي شد تمام نوشته هايم با آهنگ پس زمينه اش كه طوبي 2 قطعه چهارم از ساخته هاي استاد پرويز ياحقي بود . اولش با كلي سلام و دعا و ثنا شروع مي شد بعد در مورد اين حلقه هاي وبلاگي و ارتباط بين اينها بود كه نامش را گذاشته بودم لينك آباد وبا شعري از مولانا تمامش كردم . در قسمت دوم هم شروع كردم به گفتن براي داشتن شبي خوب و فردايي بهتر و چه چيز مي چسبد . در قسمت سوم هم به شرح آهنگ و احوال استاد پرداختم و تمامش كردم با آرزويي براي تمام وبلاگ نويسان و ادامه آهنگ . اما صدا خوب از كار درنيامد . يعني صداي من خوب بود ولي اهنگ اون جوري كه من مي خواستم نبود كه نبود . هرچي EDIT كردم وبالا و پائينش كردم خوب در نيامد كه در نيامد . بهر حال شب خوبي بود و شبي پر بار چرا كه چيزها آموختم از اين تقلاو تلاش هايم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 23:17  توسط
|
