تبليغاتX
سردبیر دیپلم - در تضارب این شک و یقین

درتضارب این شک و یقین .

یقین به آن معنی که می رساند حقیقت امری را و عقل ان را قبول می کند و به حقیقت می شناسد که درکش می کند . حالا بعضی ها نمی توانند خدا وند را درک کنند و این حقیقت را چون در ادراک عقلشان نمی گنجد ، نمی توانند قبول کنند ، شاید در این بین مسلمان یا بهتر مومن دو آتش نیز باشند { مسلمان نام دینش اسلام است وخود از ان آویزان اما ایمانِ مومن به قلب است و همچون عرفان قابل تشخیص نیست }که نگارنده خود در این راه مانده است  ، آنجا که به واشکافی امر اثبات با خویش می نشیند و در خویش می ماند . قبول وادراک مجسم عقلی که منظورم به نوعی اثبات مستند است ، کاری است که من به این منظور اکنون نمی نویسم ، اما سعیم بر این است که شک را از راه یقین به اثبات بنشینم . من مانده ام که قبول کنم یا نه . امری را که در پیش دارم و برایم سرنوشت ساز است . اینجا شک دارم . شکم دراین است یا بهتر دلیل شکم کمی ترس است که کاری بزرگ است و پر از رسک اما قبولش آینده ای دارد خوب وکامل . شک از آنجا برایم شروع شد که در توانایی خودم به تساهل برخورد کردم و خودم را دست کم گرفتم . چرا ؟ شاید چون شناخت کاملی نسبت به امر در پیش رو و خودم ندارم . این شناخت زمانی کمک می کند به بر طرف شدن شکم که تبدیل به یقین شود حالا این یقین می تواند مرا وادار کند به پذیرش و یا عدم پذیرش . پس شک از عدم شناخت است و حقیقت در پس پرده یقین نشسته است . به قول حافظ انجا که می نویسد : مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز   ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست . حالااین شناخت ازهمان مستند سازی عقلانی  که در بالا گفتم  سرچشمه می گیرد وتا سر منزل مقصود می رود . پس باید سعی کنم تا برای هر امری که برایم در پیش است یک سند عقلانی برای اتفاق افتادنش برای پی بردن به حقیقتش به دست بیاورم تا دو دل و در شک نمانم که بپذیرم یا نپذیرم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |