اول اینکه امروز مثل سگ شلوغ بود و از بس که رفتم این ور واونور زانوهام هم مثل سگ درد میکنه که بیاو ببین . دوم اینکه این مردم ایران (حتی خودم) همه چیز را یا دران واحد می خواهیم یا در دقیفه نود . همه توی ایران حسینی کار میکنن و هیاتی . یعنی یک برنامه ریزی اساسی و بلند مدت ندارد و همه چیز در ان واحد اتفاق می افتد . درست مثل آفرینش انسان که در هفت روز اتفاق افتاد و خداوند آدم را در روز هفتم آفریدو خیلی های دیگر که آفریدنشان در دست خودشان نیست ودر حالی که از خود بی خود شده اند یک نفر را به آنسان های روی زمین اضافه می کنند . در این عمل گاه تنها چیزی را که آزار دهنده به نظر می رسد تفکری است که در پشت آن است و آن این است که افتخار می کند که فرزند زیاد دارد ومعتقد است که خداوند روزی رسان است و البته این درست اما روزی یک نفر را در سطل آشغال می دهد و یکی دیگر را در بهترین رستورانها و این همان خدواند عادل و رحمان است . پس مسئله آزادی اختیار انسان پیش می اید واین که این اختیار آدمی را به اعلا و خلاء می رساند . پس خداوند همان عادل ، رحمان است که به تو و دیگری آزادی انتخاب را داده است .
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 21:12  توسط
|
