تبليغاتX
سردبیر دیپلم - بوی پائیز
سردبير

خاص خلوت شب هاي تابستان من است يك بالشت و يك گليم قديمي از مادربزرگ مرحومم و يك كتاب .

حالا كه دارد يواش يواش پائيز مي رسد و روزها كوتاه مي شود غنيمت تمام وقت هايي را كه آرام و بي خيال دراز مي كشيدم و كتاب ميخواندم و بعد به ستاره ها نگاه مي كردم را حالا مي فهمم . كمي هوا سرد شده است ومطبوع . بايد اين چند روز را ديگر را غنيمت بدانم و كتاب هايم را بيشتر در هواي باز حياط بخوانم . از امروز نشسسته ام به خواندن رمان شمايل مانا از مختار پاكي كه درامريكا به سر مي برد .

من و بوي پاييز

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 18:46  توسط   |