تبليغاتX
سردبیر دیپلم - برای جمعه بازار کتاب 6

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


امروز رفتم جمعه بازار بعد از سه هفته و دوتا كتاب خريدم ، هر دو رمان ايراني و جملگي رمان نويساني حرفه اي و  كار كشته . از خسرو حمزوي كتاب شهري كه زير درختان سدر مرد را به خاطر داشتم و در مموردش از حسن محمودي مقالات و نقد فراوان خوانده بودم ولي كتابش را هيچ گاه نخوانده بودم . امروز در دور زدنهايم در جمعه بازار چشمم به كتاب آخرش افتاد . از رگ هرتاك  دشت سايه ها . كتابي است در جستجوي شايد زمان از دست رفته اي براي خويش . زماني كه نمي آيد وتنها يادش مي ماند كه هي مي رود و مي آيد و آدمي موج مي خورد موج . مي رود تا دورها ، دور . تا اول ابديت .

كتاب دوم هم از مختار پاكي است . نويسنده مهاجري كه در آمريكا زندگي  مي كند . ازاو زماني در مجله كارنامه داستان هايي مي خواندم . اين رمانش، رمان نويي . خط سير زمان يك دست نيست . ميوري و ميايي . چيزي با همان طمع كتاب حمزوي كه در بالا گفتم . چيزي شبيه به كتاب‌ادمهاي غايب تقي مدرسي .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 18:36  توسط   |