تبليغاتX
سردبیر دیپلم - برای مادرم 2

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


از چشمت كه افتاد ، هزار گناه كردم

وقتي كه كودكيم

چروك زير چشمان توست

و جوانيت

كه تاب خورده در موهاي سفيدت .

پس بخندم

يا گريه كنم

وقتي كه آفتاب ها را درست به رديف شان چيده اي

كه خاطرهايت

گم شده در كوچه پس كوچه هاي همان محلي كه آفتاب ها به رديف ايستاده اند .

بيا كه قدم بردارم

كه برداشته ام به زير چشمانت

كه همه شب چراغ راه من بود .

و من ايستاده

در آخرين سنگ چين جوانيم

همان جا كه سنگ چينش كردي براي من

مادر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 21:37  توسط   |