تبليغاتX
سردبیر دیپلم -

یاد داشتی برای یک  چا هار شنبه سوری  دیگر

 

خب امشب هم گذشت و یا دارد میگذرد ، همین و نه چیز دیگری . از سر کار به خانه

 

بر میگشتم .از بابک تا ملک آباد رو پیاده به هر بدبختی که بود آمدم . هم به خاطر

 

خستگی کاری و هم به خاطر آن هم سر وصداهای وحشتناک و منزجز کننده .

 

دو ، سه تا ترقه کنار پای من بدبخت ترکید و گوشم را آزار داد . بعد از آن هم ترق و

 

توروق های بد در اتوبوس نشستم تا به خانه بیایم . در اتو بوس به این فکر میکردم

 

که به وجود امدن اینهمه سر و صدای ناهنجار و آزار دهنده از کجا به وجود می اید .

 

بازی کردن با آتش حالا جدا از تمام آئینها و مراسم  قدیمیش باید بگویم  که مانع از

 

بازی کردن با این ترقه ها می شود ، یعنی اگر از بعد از انقلاب اینچنین سخت گیری

 

در این مورد نمی شد شاید جامعه ای که دچار یک فضای کنترل شده شدید اطلاعاتی

 

شده بود  احساس نیاز به این نوع از مواد انفجاری نمی کرد و هزاران درد سر دیگر که

 

نمی بود .

 

 حالا پس از این هزاران  که این مراسم آتش بازی بوده است یک انقلاب در روحیه

 

مردم چگونه تائثیر میگذارد که معنا ها عوض می شود .

 

آتش بازی بر پا خواهد بودحالا چه درخفیه و چه ازاد امایی این قضیه در این خواهد بود

 

که کی آزاد خواهد شد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |