نمی توانم اعتماد دوستم راجلب کنم . این از توان من خارج است و دارد این مرا اذیت میکند و می دانم که این امر او را کمی به پیروزیخود دارد نزدیک میکند . البته این برای من شکست نیست که او پیروز است شکست من انجای قم میخورد که پیروز نمیشوم .تمام تلاشهایم را برای جلب اعتماد او کرده ام اما فایده ای ندارد که ندارد . نمیدانم چرا . اماندارد . شکست پس چیست. کسی که پیروز نیست ایا شکست خورده نیست . تمام هم و غم پیدا کردن آن گم شده ایست که نمیدانم در این میانه کی گم شده است . چگونه تلاش کنم که به ثمر برسد . راه پیروزی کجاست .
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|