با اين نوشته مسعود بهنود در مورد بزنگاه موافقم كه چندي پسشتر در مصاحبه اي هم ابراهيم نبوي به درستي اشاره كرده بود كه در ايران فاجعه آمدن زلزله در تهران و يا سيل در شمال كشور نيست ، فاجعه آن جاست كه ما نمي دانيم سه ماه بعد در ايران چه اتفاقي مي افتد .
به درستي مما در بزناگه زندگي ميكنيم . نمونه اولش آيا هاشمي در انتخابات مجلس خبرگان شركت ميكند و آيا مردم {همان اندك } در اين انتخابات گرد هاشمي هم مي ايند . آيا شوراي نگهبان باز هم شمشير را از رو ميبندد . اين ها همه بزنگاه است . و يا همان رياست جمهوري
كه همان تيغ ، بزناگاه را درست كرد و همه گرد همين احمدي نژاد هم ميايند و آن چيزي را كه لازم دارند فرياد ميزنند و برايشان مهم نيست كه چپ است يا راست . فرصت شكوفايي كجاست ، آنها همه دنبال آن ميگردند با هركسي كه پيش مي ايد . احمدي نژاد را كساني بالا اوردند كه خسته از افراطي گري هايي بسياري روي به چپ ميانه رو آوردند و خاتمي شد نماينده شان و خسته تنها از شنيدن دمكراسي بدون آب ونان گرد آقاي احمدي نژاد هم آمدند.
همه بدون هيچ آگاهي براي ترسيم و پايه ريزي برنامه اي براي آينده اي منتظر بزنگاهي هستند تا انتخاب كنند و بازچشم بدوزند به لبان گوينده وعده ها و وعيدها .
