تبليغاتX
سردبیر دیپلم - برای درد

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


خيلي دلم ميخواهد كه بنويسم از دردي كه دارم ،همين .

خيالي هم نيست كه نيست . جز روياي ناپايداري در افق هاي دور انديشه ام كه موج ميزند موج . مي بردم و بازم مي‌اورد تا خويش ، تا خويش تن . 

گاه آنجا كه به انتها مي رسم از خيال چيزي شبيه روياي دخترباكره اي در سرزمين هايي ديگر

خنده ام مي گيرد و به خود هي مي زينم : كه هي تويي اين تو در سرزميني كه آرش ها و سياووشها در ان همان خيال هاي دورند در افق  انديشه.

 ديگر اينكه كه چرا امروز دراين جاي جهان آدم ايستاده است جايي ميان هيچ جا . خلاءاي بهت آور و وحشتناك كه خويش را در ابتداي سقوط ميبيند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 15:51  توسط   |