مي خواستم اين را بنويسم چند روزي است اما يادم ميرود. ما ايراني ها اگردقت كنيم هر حركتمان و هر عمل اجتماعيمان به خاطر اينكه عناصر تشكيل دهنده فرهنگ مليمان با مذهب و به طور كلي دينمان فرق ميكند هميشه دچار يك پارادوكس هستيم . به طور مثال الان درهر نقطه شهر يك چادر پهن كرده اند كه كمك شود به مستمندان . مردم را با پخش اهنگ هاي شاد جمع ميكنن . پسر ودختر دور هم جمع ميشوند ، قاطي ميشوند و در دهه اي كه همه اش بر سر وسينه ميزنند كه چرا حسين شهيد شده است وچرا ما لياقتش را نداريم تا شهيد شويم ،آهنگ هاي شاد و مفرح در سطح شهر پخش ميكنند . من مخالف نيستم . من دنبال يك راه چاره براي اين پارادوكس ميگردم .
آمده اند يك عده زن و مردي را كه بيچارگي از سرشان دارد ميبارد را درهر چند متر جا پهن كرده اند كه هرچه گيرت امد از خودت . آن هم با فاصله چند متر به چند متر . هر كدام از اينها حقوق مي خواهند ، نا هار مي خواهند . اينها برنامه كميته ضد امداد ما ست ديگر .
