تبليغاتX
سردبیر دیپلم -
سردبير

روزانه نویسی  اول

در فیلم زیر نور ماه رئیس حوزه به حسن نقش اول فیلم میگوید : قرار نبود که این جوری بشه . راست گفت .

قرار نبود این جوری بشه ولی چرا شده و کی مسبب این اوضاع است رو که میتونیم ازش سوال کنیم .

چرا این جوری شد ؟ این سوال را از خدایتان بپرسید : چرا این جوری شد . قرار نبود که ما اینجوری اینجا

یاشیم . با این وضع وحال . قرار پدر و مادرامون چیز دیگه ای بود . ما میخواستیم الان یک جور دیگه ای

پدر ومادر امون میگن ؛ قرار نبود میریم بیرون وضع دخترا و پسرا این مدلی باشه . قرار بود هرکی به یک

سنی رسید حال واوضاعش و بفهمه ؛ بدون فردا صبح چه کار است . چه کسی رو دوست داره ؛ چه کاری رو

دوست داره . بدونه اگه یکی که روش حساب باز کرد فردا خراب کرد اگه تنبیه نشد یه عذر خواهی بکنه .

قراربود ..........

همیشه سر قرار دیرمی رسیم ؛ بدون اینکه تقصیری داشته باشیم ؛ امروزم نمی دونیم تقصیر کار کیه .

چرا من یا ما الان اینجاییم ؛ چرا ما با این جوری اینجاییم . چرا ؟

همه میان ؛همه میرن ولی چرا بعضیا یک جور دیگن و ما اینجوری . لابد میپرسی چه جوری ؟

22 رو  رد نکردی میبینی ای بابا تو غافلی و خواب آلود . اینجا اونجایی نیست که توی دبیرستان فکرش و

میکردی . فرق داره با تمام جاهایی که دنیا؛ دنیا آدم رو زمیتش دارن راه میرن ؛ بدون هیچ تفاوتی تا بتونی

بزنی تو سر خودت که بابا اون یه جور دیگه است ، اون بهتر ، اون اونه و تو اینی .

آره قرار نبوذ ولی فقط قرار نبود . مثل یک بچه که وقتی سوار تاب میشه قبلش قول داده که فط یک دور بره

ولی بعد پایین بیا نیست .

قرار بود ........

از کی باید بپرسیم که بابا یه پیرهن خونی ، دوتا پلاکارد ، دوتا شعار قرار نبود قیمت آزادی آدما رو پرداخت

کنه . قرار بود مثل علی با هم بشینیم ؛ با هم پاشیم ؛ یکی باشیم ، یادم رفت . آره فقط قرار بود .

باید سنگ برداری و محکم بزنی تو سر خودت تا یادت بره بدون اینکه خودت بخوای امروزت پیش فروش

فردات شده و بعد از درد آروم بی سر و صدا تو دلت گریه کنی که کسی نفهمه که با با تواز زخم دیگری داری

دور خودت مثل مار میپیچی .  اگه کسی راه حل دیگه ای یدا کرده اونو برام بنویسه ؛ میدونم که توهم مثل منی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1383ساعت 18:12  توسط   |