تبليغاتX
سردبیر دیپلم -

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


دارم فكر ميكنم كه امروز اگر اخرين روز عمرم بود از چه كسي بايد اول از همه حلاليت به طلبم . پيرمردي كه معطلش كردم در صف . يا زني كه ديروز به سينه هايش نگاه كردم و با هم جر وبحث كرديم . يا هنگامي كه به كتاب خانه ميرفتم و در اتوبوس به زني كه ه بچه اش شير ميداد نگاه كردم كه سينه هاي پرشيرش هنگامي كه آفتاب بر روي چادر سياهش افتاده بود وبا هر تكان اتوبوس سينه ايش به چپ و راست ميرفتد .

يا به پسر همسايه مان كه هروقت از جمع مان جدا ميشد ،پشت سرش ميگفتم : برو باسن لغط . مانده ام  حدود كارهاي نادرستم كجاست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 20:19  توسط   |