اين چه خيالي است خدايا روز و شب در سر من است . همه جا پيش روي من است . خدايا چه مي توان كرد درآن هنگامكه چشمانش چون چراغي در برابر چشمانم ميدرخشد و خيالش مرا رها نميكند. اين اولين بار است بعد از 7 سال . چه خيال نازكي . ميان اين همه رويا امده است ميان خيال هايم خودش رابه رخ كشيده است .
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|