يادي ميخواهم بكنم از بهروز وثوقي . بازيگزي كه شايد مثالش پيدا نشود به جز انتظامي كه بازيش امضاي خودش را دارد . وثوقي براي من ياد اور ممل امريكايي ، داش آكل، قيصر ، مجيد در سوته دلان و يكي از شاهكارهايش گوزنها . بن بست تمامي معتادان ايراني با همان حالت افيونيشان . الان شبكه سه دارد سريال (وخداوند عشق راآفريد) را پخش ميكند . بعضيها نمي توانند خودشان باشند واينجا تفاوت وثوقي وانتظامي وشكيبايي وپرستويي معلوم مي شود.
اين پسرك دارد زور ميزند تا بتواند يك تار موي مجيد در سوته دلان شود . دهانش را خيلي بد باد ميكند براي تلفظ كلمات با مكث كمي طولانيش ، راه رفتن بي ريختش به جاي اينكه شبيه مجيد در سوته دلان باشد نقش معتاد وثوقي است در گوزنها با خميدگي ساختگيش . گريمش كه آدم را ياد نمكي فخيم زتده مي اندارد كه آنهم كمي بازهم تقليد همان مجيد سوته دلان است .
زياد نپيچشم كه يارو اگر بخونه به كل نااميد ميشه .