در چين، طبقهای درسخوانده و همواره ممتاز موسوم به ماندارين كه قرنهاست قدرت سياسی و اجتماعی را در دست دارد به نمايندگان عالم غيب اجازۀ عرض اندام نمیدهد. حرفش اين است كه يك تكه چوب ِ خوبرندهشده مدرك مهارت نجـّار است، خواننده يك دهن میخواند و اين میشود مدرك توانايیاش، بزّاز چند طاقه پارچه نشان میدهد و جواز كسب میگيرد، اما مدرك اهل غيب كجاست؟ روايت میشود وقتی از كنفوسيوس دربارۀ زندگی پس از مرگ پرسيدند گفت: ”ما هنوز دربارۀ زندگی چيزی نمیدانيم. چگونه میتوانيم مرگ و دوران پس از مرگ را بشناسيم؟“
به قول ادبا، شگفتا و حيرتا و عبرتا. ضدكنفوسيوس چينی شيلترفكن میسازد تا دين را وارد جامعه و سياست كند. منتقد ايرانی ِ دخالت دين در حكومت از آن شيلترفكن استفاده میكند تا در جهت عكس عمل كند. ضدكنفوسيوس چينی میگويد ظرفيت تكميل، ورود افراد متفرقه ممنوع ـــــ و لابد رمز عبور به زبان چينی میگذارد.
تكرار ماجرای تسليحات است: به اين يكی نيزه میدهند، به آن يكی سپر میفروشند، به اولی نيزۀ ضدسپر میدهند، به دومی سپر ضد نيزۀ ضدسپر میفروشند و الی غيرالنهايه. چينيها خودشان در داخلْ نرمافزار میسازند اما دولت استيكبارستيز ايران ظاهراً چرب و شيرينترين مشتری فيلتر است، در همان حال كه ضد هرچه را به آن میفروشند به بازار سرازير میكنند. و مشتری مضطرب همچنان دلار میسُلفد.
جنگ فرسايشی ِ جاری در ميدان عنترنت شايد شديدترين تقابل خردهفرهنگها، هجمۀ حكومت به ملت، و نبرد ميان ايران و اسلام در تاريخ اين سرزمين باشد. يك قرن ديگر متأسفانه ما حضور نخواهيم داشت تا ببينيم در ايران و چين و ماچين چه چيزی ممنوع است: جهاد برای دخول دين در دولت يا مبارزه برای بيرونراندنش؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
