تبليغاتX
سردبیر دیپلم - انجمن شاعران مرده و شب امتحان

سردبیر دیپلم

ما مِگِم بُگُو نِمِگِم بُوگُو


  رابين ويليامز

شب امتحان واژه اي است و يا بهتر سوژه ايست تكراري و من مي خواهم در مورد روز امتحان و آن هم يك روز مانده به روز امتحان بنويسم . يادم مي آيد در ودران دبستان سال چهارم و پنجم كه بودم درس هايي را كه به قول معروف از بر كردني بودند به راحتي نمره قبولي مي گرفتم . اليبته اين را بگويم كه در تمام 12 سالي كه درس مي خواندم به غير از چهارم دبستان و ترم آخر دبيرستان هيچ گاه براي بالاتر از 10 درس نخواندم كه نخواندم . ترم آخري هم چون جو دانشگاه و دانشجو شدن مرا فرا گرفته بود ، مي خواندم . بهرحال .

رياضي اوج تنفر من از كتاب هاي درسي است در تمام اين 12 سال . يك روز مانده به روز امتحان ف روز مرگ من بود براي امتحان رياضي . در سرم نمي رفت كه نمي رفت . تابوي تجديد و رد شدن از امتحان بود برايم . رياضي را كه امتحان ميدادم ديگر برايم هرچه بود ، آسان بود .

ترسم از خرداد و امتحانات در سوم راهنمايي ريخت وقتي كه به لطف خودم از رياضي تجديد شدم و رياضي را در شهريور با تك ماده قبول شدم . درس خواندن و امتحان دادن ديگر برايم ترسي نداشت اگر لذتي هم نداشت . يك كاري بود كه بايد انجام مي شد و هيچ الزامي در آن برايم نبود كه بايد حتمن ان را قبول بشوم . دروس واحدي و ترم تحصيلي بهشت زمين بود . اين ترم نه تا نه ترم فرصت داشتي و يعني چهار سال و نيم . فقط گندي اين نوع درس خواندن در معلم هاي گاه آشغالش بود كه بايد يك ساعت و نيم پشت نيم كت آن ها را تحمل مي كرديم .

اما انگيزه اصليم در اين نوشته ديدن فيلم انجمن شاعران مرده بود . اين فيلم را براي بار چندم ديدم . من تنها عاشق پيام اين فيلم نيستم  اون چيزي كه واقعن باعث ميشه تا من بشينم و اين فيلم را براي بار چندم ببينم بازي خوب رابين ويليامز .

رابين ويليامز يك چيزي در صورتش و طرز راه رفتنش دارد كه خيلي ها ندارند . صورتش را نمي توانم بگوبم كه چه دارد اما طرز راه رفتنش استفاده كردنش از دست هايش برايم يك مورد خاص است . عمق دادن به حركاتش در پلان به پلان اين فيلم و فيلم بي خوابي كه در آن با آل پاچينو هم بازي است . رابين ويليامزدر اين فيلم خوش درخشيد و وش مي درخشد و با حركات و سكناتش اين آه  را در من بر مي انگيزاند كه كاش در تمام طول دبيرستانم تنها يك معلم مانند او مي داشتم و او مي فهميد كه فيلسوفان 17 ساله ، فلسفه اي دارند به قدمت 17 سال با خوبي ها و بدهايش .

به قول وودي آلن : ما ادمهاي بسيار ناشكري هستيم كه خدا را شكر نميكنيم كه ديگر مجبور نيستيم ، پشت آن نيمكتهاي مسخره بنشينيم .

+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 20:10  توسط   |