تبليغاتX
<سردبير ديپلم تعدادي از خووشگلان دو عالم امكان را در حهت معرفي هر چه بيشتر زيبايي تقديم مي كند به همراه چند تا زشت تا قدر خووشگل خانووم ها رو بدونيد >

<ديده بان حقوق خووشگل خانووما>

مي خواهم در مورد منطق جندگي كمي بنويسم .جندگي چيست ؟جنده كيست ؟ اين دوتعريفي متفاوت از هم دارند . جنده يك صفت است و جندگي يك فعل است . اما كسي كه جنده است در هر جايي كه باشد بدون در نظر گرفتن جنسيتش ، نفر آخر است .نفر آخرهم ، نفر آخر است . باور تان نمي شود وارد بوركراسي اداري ايراني كه بشويد مي فهميد . هركس از رختخواب خودش كه بلند مي شود ، براي آن نفر آخر رئيس است . رئيس هم كسي است كه هر جور دلش مي خواهد با جنده امشب ما صحبت مي كند . چيزي شبيه گائيده شدن شير توسط خر است . كه يك جك است . داستان به بكن ، بكن مي رسه ميون شير و خر . تعارف خركه جناب شيراول شما بفرماييد و شير مي رود و شروع به گائيدن خر مي كند و به خر مي گويد كه برگرد و يك لب بده و خر هم گردنش را برمي گرداند و يك لب مي دهد . نوبت به خر مي رسد و خر هم مي رود و شروع مي كند به گائيدن شير و در ميان كار به شير مي گويد برگرد و يك لب بده و شير در جواب خر مي گويد ، حيف كه  گردنم برنمي گردد والا ميدونستم با تو چه كار كنم . اما اين داستان جنده و جندگي يك منطق فازي دارد كه مي نويسم برايتان . صبح از خواب بيدار مي شويد و به طرف محل كارتان مي رويد . وارد محل كارتان مي شويد و سلام و عليكي . يك نامه مي آيد كه فلان چيز چند تاست و چيزي كه به شما ربطي ندارد به يك باره تمام ربطش مي‌آيد و وارد كونتان مي شود و جِرتان مي دهد و صداي آمبولانس هم در پرده دوم نمي آيد كه خونتان را بند بياورد .در اينجا شما مي شويد جنده اول شخص مفرد مذكر يا مونث . اين قانون است . جنده بودن كه تنها به دادن از بين دوپا نيست ، كه آن هم جنده اش حتمن مونث باشد . در يك مجموعه كاري ، زير يك سقف با بروكراسي اداري ايراني نفر اخر جنده است . هر خري از راه كه مي رسد به تو دستور مي دهد . از خودت دفاع مي كني ، مي گويد ساكت باش . با كسي حرف نميزني دستور ساختن مُهر را مي دهد و مجبوري به حرفش گوش كني والا باز اولين كارش اين است كه گردنش را به طرفي ديگربچرخاند و لب هايش را به هم فشار بدهد و كمي بياورد جلو و با صداي بلند جلوي هر خري و هر جنده كني به رئيس واقعي كه جنده كن نيست ، بگويد : آقاي رئيس اين جندهه به حرف من نمي كنه و رسمن زير آب جنده را بزند چون فقط زير آب زن است . يكي ديگر هم پول خودت را به زور و با زحمت هزار بار گائيده شدن به خودت بر ميگرداند . جنده بودن اين است كه نوشتم و من امروز نقش همان جنده را داشتم . دهنم سرويس شد . حالم گرفته شد . داشت اشكم در ميامد بخاطر تمام فشارهاي كه از بالا و پايين و چپ و راست و شمال غربي و .....كجا و كجا به من وارد شد . پشت سر هم سيگار مي كشيدم . گلويم چوب شده بود . رفتم براي رئيس نون بگيرم توي راه دوبار قلبم تير كشيد ، اما باز من از اين جندگيم خسته نشدم و محلي به اين تير كشيدن قلبم ندادم و باز يك سيگار ديگر روشن كردم و دودش را فرو دادم و بعد با فشار بيرون دادم . حسابي خسته ام .امروز، همه كه رفتن ، آلبوم مادرعبدالوهاب شهيدي را گذاشتم كه اشكم آمد روي گونه هايم . كلي خسته ام . از دست خودم بيزارم . خواهر كار كردن را گاييدم . خواهر تمام جنده كن ها را گاييدم . مي خواهم يك روزي آنچنان فشار بياورم كه از جاي ديگرش بزند بيرون . يك روزي هم نوبت جنده گاييدن من ميشود . نوبت من هم مي شود . امشب حسابي خرابم . خراب خراب .

جندگي اما اين است ، كه به هر خري بخندي و حال پخش كني و گرم بگيري كه بله موفقي . مشتري جذب كني . جذابي . جدايي . يك چيز ديگري هستي . خودتي و خودتي  و خودتي .