صدای پایت می آمد
اما تو
می رفتی
و این را تاک خانه مان تا ماه برد
و ماه سیاه شد.
صدای پایت می آمد
اما تو
می رفتی
و این را تاک خانه مان تا ماه برد
و ماه سیاه شد.
هي تو
دوست چاق من ......
هرجا كه گم شوي
هرجا كه جا نشوي
روي ياد من
حساب كن .
در هواي تو راه مي روم
هي مي خورم زمين
پشت سر هم
عاقل نمي شوم ليلي .
شناختي مرا ؟؟
کنار من که بنشینی
چه ساحت تحمل دریا
چه آداب بی قراری بادها
من گیج می خورم
مثل عقربه های ساعت
عاشقانه .
کنار دخترکی خوابیده بودم
صبح
خورشید آمد و
او را از من دزید
دخترک
قلبش از یخ بود .
خطي مي كشم
نقشي نه
سرود ماهيان ، آب نيست
رقص مست گربه در پشت تنگ بلور
شاد
و رقص تاب نرم
هرچه هرجا يي كه آنجا نيست .
خطي مي زنم
نقشي مي كنم
و ماهيان را بانگ
دورشو كورشو مي فرستم
با دعاي زلالي آب .
الان دارد برف مي بارد و من باز همان حس نوستالوژيكم گل كرد و اين چند
خط ازش اومد بيرون .
جدال سياه و سفيد
شطرنج عشقم
من چه سياه باشم
چه سفيد
سوار بر اسبم مي آيم
سه خانه رو به جلو
باز هم سه خانه رو به جلو
به هر طرف كه بروي
به هر طرف كه بخواهم
و باز هم ......
من مات نمي شوم
باور كن .
1- من
مغزم را آرد پاشيده ام
سفيد
تا جاي پاهايت را
در خيالم
گم نكنم .
2- من جهان را سفيد مي خواستم
نه براي صلحش
نه براي معصوميتش
تنها
براي جاي پاهاي تو
كه مي ماند و مي رفت
در كناره هاي اين هستي بي سامان .
در تصويري از يك رويا
گم شده ام
كه نامش زندگيست .
آي آدمها
كنار هر خيال تان را كه مي نگرم
راهي است
گسترده در افق
و گامهايي كه مي روند
مثلن براي زندگي .
شبی
من از گریه سیب
آدم شدم
فرو غلتیدم از آسمان
به ینگه مکانی
زمین
زمینی شدم