کنار من که بنشینی
چه ساحت تحمل دریا
چه آداب بی قراری بادها
من گیج می خورم
مثل عقربه های ساعت
عاشقانه .
کنار من که بنشینی
چه ساحت تحمل دریا
چه آداب بی قراری بادها
من گیج می خورم
مثل عقربه های ساعت
عاشقانه .
عدالت
تخمه آفتاب گردانی است
که اگر درست
بشکند
تولدی دوباره
خواهد داشت .
کنار دخترکی خوابیده بودم
صبح
خورشید آمد و
او را از من دزید
دخترک
قلبش از یخ بود .
نه . به راحتی بسیار در این جا پی برده ام که ، نه ، نمی شود که نمی شود . در یک جایی آسایش باشد و من هم باشم و قرین یکدیگر گام بزنیم . نمی دانم این درد نامه ام را از کجا شروع کنم ، هیهات هیهات هیهات . الله هیهات الله هیهات الله هیهات .
از این جا شروع کنم که ، آدم شب زفافش را با مادر الحاک دیو ، ننه فولادزره به سر برد ، با یاجوج و ماجوج در یک متر جا بخوابد ، شیطان هربلایی که بخواهد به سرش بیاورد ، در دارفور اسیر شود ، باقی عمرش را در زندان گوانتانامو به سرببرد اما در 500 متر مسقف با یکی همکار نشود . خداوندا درهایی رحمتت را بگشا .
مارک تواین می گوید : درهای بهشت به رحمت باز می شود ، اگر به لیاقت باز میشد ، سگ را راه می دهند ، صاحبش که آدمیزاد باشد را نه . درهای رحمتت را باز کن . کلید هستی آدمی را به سگ گله بدهند ، اختیار امور کاری آدم را به کسی بدتر از بد ، که بدی از او معنا می گیرد ندهد .
نمی توانم بنویسم ، فقط و فقط دارم ناله می کنم و نال می زنم .
آدم زیر آب زندگی کند با یک زیر آب زن زندگی نکند .
آدم همکار مرحوم مدرس بشود و در ساختمانی که مورد تهاجم لیاخوف روسی است به سر ببرد ، در معرض توپ خانه دشمن قرار نگیرد .
خوشبختی آدمی را از پاندول آویزان روزگاران آویران بکنند ، لقمه نان آدم را به دست طرف ندهد .
این ها را که نوشتم ، نوشتم تا یادم بماند که از الان خودم را برای بدتر از این ها نیز آماده کنم چرا که این ها همه مثل هم هستند و مو نمی زنند و تنها و تنها تفاوتشان در دو چیز است اول در وزنشان و دومی در نام هاشان و الا از لحاظ خلق و خو یکسانند و مو نمی زنند ، کفه ترازوی عدل خداوندی در برابر تشابه این جماعت با هم ، تومنی صد شاهی توفیر دارد .
در مراسم خاک سپاری مایکل جکسون ، پسرکی که به بالای سن رفت و خوش خواند و خوش درخشید ، شاهین جعفر قلی( که تعصب پدرش به خاک وطنش از همان نام فامیلیش پیداست ) بود . پسر بچه ای 12 ساله که قبل از خوش درخشیدنش و خوش صدا بودن و با استعداد بودنش ، قرار دادش با مایکل جکسون برای کنسرت هایش خوش می درخشید .
رندان ناسیونالیست در گیر و دار بعد از انتخابات و حواشیش خوش درخشیدن یک ایرانی بر بالای آن سن را سرتیتر کردند . اما جای سوال اینجاست ، ایرانی بودن مزیتش چیست و یا نشانه اش ؟
با فراغت بال جواب دادن به این سوال و جملات تعارفیش را که به کناری بگذاریم مانند وطن پرستی و عرق ملی و نظایر این تعارفات ، ادبیات و موسیقی گویا ترین نشانه یک ایرانی بودن است ، مزیتش را اهل بخیه روشن کنند ، اما نصیب این پسرک جوان از ایرانی بودن به چه میزانی است باید دیدو نشست که در آینده چگونه خواهد خواند و دوری میکنیم از جواب دادن به این سوال که میزان ارق ملیش به چه میزانی است .