چند شب پيش به دنبال سه چهار ورق روزنامه بودم كه ياد داشت ها و شعرهايم در آن ها چاپ شده بود و به همين خاطر تمام روزنامه ها و مجلاتم را به هم ريختم تا پيدايشان كنم ، كه شدند و خاطرم را شاد كردند . در حين ورق زدن اين روزنامه ها به چند عكس جالب بر خوردم كه با دوربين موبايلم در شب از ان ها عكس گرفتم و در اينجا مي گذارمشان چون براي من كه يك حس نوستالوژيك خوش را دارند ، شايد شما هم باديدنشان آن حس در درونتان جوانه بزند و شاد بشوید .
در اين ميان اين عكس ها ، اين عكس از روزنامه همشهري كه روان شاد باد و تنها همين دو برگش را هم دارم ، عكس و مصاحبه اي چاپ نشده بودند از هوشنگ گلشيري . گلشيري خواني يك طعم ويژه دارد و به نظرم اين ها را تنها كسي مي فهمد كه تشنه خواندن گلشيري باشد . من ادعاي گلشيري خواني ندارم اما فضاي تمام داستان هايش را ستايش مي كنم و مي ستايم . روانش شاد باد .

