مي خواهم بنويسم اما بيشتر وقتم را گذاشته ام روي خواندن فيدها و وبلاگ ها . مطلب براي نوشتن و حرف براي زدن زياد دارم اما اين خواندن ها و خواندن ها امان نمي دهد براي نوشتن . هرچه را كه مي خواهم بنويسم و پرورشش بدهم تا خواندني شود از دستم در مي رود و رشته گفتار وبه راهي ديگر كشيده مي شود . الان اما مي خواهم دو مطلب را بنويسم .
1- در مسير برگشت از محل كارم به چيزي كه خيلي دقت كردم ديدم كه چرا ما ايراني ها (اين در مورد عموم است ) آدمهاي وقت شناسي نيستيم . يك علت شايد كوچكش را كه مربوط مي شود به مذهب امشب يافتم . آن هم مربوط به طلوع و غروب خورشيد است و هنگامه نماز گذاردن و اين كه در مسير اين آمدن و رفتن خورشيد و عوض شدن هرچيزي و معنايي وت يافتن ، اين كه چرا زياد وقت شناس نيستيم يك سرش در همين جاست . كار كردن و راه اندختن امور اجتماعي امري است ثابت كه از فصلي به فصلي ديگر تعغير نمي كند . در حالي كه انجام فرايض ديني امري ناپايدار است كه از فصلي به فصلي ديگر متغيير است . شايد به نظر شما ها هيچ ربطي اين دوموضوع به هم نداشته باشند اما به ذهنم رسيد و نوشتم .
|
به طور كلي اصلن اميدي به انجام كاري براي دست يافتن به نتيجه اي در خودم نمي بينم كه فكر ميكنم اين ها بيشتر زاييده محيط باشد تا خودم به تنهايي .
|
2- در اين چند وقت گذشته خواندن يكي دو وبلاگ اساسي وقت مرا پر كرده است . يكي وبلاگ آقا اجازه است كه قبلن هم نوشته ام كه محيطي تجربه نشده و ناب است و تكه تكه آن را مي شود سرهم كرد و به خاطر سپرد . دومين وبلاگ ، وبلاگ يك پزشك ياد داشت هاي دكتر علي رضا مجيدي است كه وبلاگي پر و خواندني به تمام عيار است . در اين چند وقت گذشته با خواندن وبلاگ آقا اجازه دريچه هايي به رويم باز شده است كه مي توانم نفاوت خودم را و انديشه هايم را با پيرامون خودم و همچنين ساير كشورها از ديدگاه اين وبلاگ محك بزنم و بينديشم به آنچه كه داشتيم و داريم و انديشيدن به اين كه آيا چه خواهيم داشت . اما وبلاگ يك پزشك در اين چند وقت گذشته كه مي خوانم بيشتر در مورد اميد مي نويسد و اين كه داشتن اميد آدمها را به چه مراحلي مي رساند .ازسازندگان سايت گوگل تا لارنس آرمسترانگ و بيماران سرطاني . اما هرچه كه در خودم نگاه مي كنم مي بينم من به واقع هيچ چيزي ندارم تا در آن نگاه كنم به آنچه ك شايد مي توانم داشته باشم . به طور كلي اصلن اميدي به انجام كاري براي دست يافتن به نتيجه اي در خودم نمي بينم كه فكر ميكنم اين ها بيشتر زاييده محيط باشد تا خودم به تنهايي .
نكته ديگري كه در وبلاگ يك پزشك در رابطه با اميد واري به چشمم مي آيد اين است كه دكتر علي رضا مجيدي اول آن كه يك بيوگرافي از خودش ارائه نداده است و دوم هم اين كه تمام اشارات دكتر مجيدي به آدمهاي اميدوار آن آدمهايي از آن ور آب ها هستند و كسي به عنوان يك ايراني اميد وار در اين بين من يكي نديده ام .