اين پست اما هيچ ربطي به خووشگل خانووم خودم نداره اما بي ربط هم نخواهد بود . امروز صبح داشتم مي رفتم سر كار كه در مسير يك دخترك بيست و چند ساله درست و حسابي رسيده را ديدم كه داشت در راه رفتنش سخت دقت مي كرد كه دست هايش درجيب هاي پاكتي پالتوي سفيدش باشد كه سخت با شلوار و كفشش ست شده باشد . موهاي شبق گونش را ريخته بود يك وري روي يكي از چشمهايش و براي خودش حسابي عالم خانووم دكتري درست كرده بود . اما خبر نداشت گويا كه خانووم دكتراي حسابيش با يك ماشين آخرين سيستم توي خيابان ها مي روند و مي آيند و منت بر سر مردم مي گذارند در مطبشان كه بله عزيزم چته و چت نيست . كه بهش گفتم خسته نباشيد خانووم دكتر و خنده اي زد و رد شديم .
اما خوب مثلن تو خانووم مهندسي فقط .
البته هنوز نداره چون دوست داره بهش بگيم خانووم مهندس و ما هم بهش ميگيم خانووم مهندس تا چاق بشه و بتركه
اما خانووم مهندس دوم ما كه مي خوام براتون بگم از مهندسي فقط خانووم مهندس بودنش رو داره روي يك ورق كاغذ مقوايي با يك مهر شايد آبي رنگ يا سياه رنگ . البته هنوز نداره چون دوست داره بهش بگيم خانووم مهندس و ما هم بهش ميگيم خانووم مهندس تا چاق بشه و بتركه . اما عزيزم مهندس بودن رو 10 بار بالاي اون صد دفعه قبل گفتم كه به اين ها نيست . بگذريم . اما مي خوام بگم مهندسي يا دكتري يا هر چيز ديگه اي براي خودتي ، اون چيزي رو كه 75 روز شده كه ازت مي خوام و معيارت شده : كي بود كي بود ،من نبودم . بهت بگم كه از كمر بابام نيستم اگر از بغلت درنيارمش خانووم مهندس . اِاِاِاِاِ دويست تومني ميدي خجالت بكش بابا . ما با هم بيشتر از اين ها حساب و كتاب داريم ، كارايي كه كردم برات كه معيارت سه هزار تومن و چهارهزار تومن بوده ، تنها روي حساب معرفت انجام دادم و هيچ چشم داشتي ندارم ، اما اون چيزي كه امروز ساعت 10 صبح ازت خواستم رو دوست داشتم مثل آدم مي داديش اما خوب مثلن تو خانووم مهندسي فقط .



