امشب نشسته ام و حسابي وبلاگ خواني كرده ام . حسابي بعد از مدت ها وبلاگ خوانده ام و از دوستان چيزها آموخته ام و عكس ها ديده ام .اما امشب يك جور ديگر شد كه تصميم گرفتم كه يكي از آرزوهايم را بنويسم . مي خواهم يك چيزي اين جا بنويسم كه هركي بخواند كلي انگيزه براي خنديدن پيدا كند . مي خواهم اين جا چيزي را بنويسم كه وقتي بخنديد با خودتان بگوييد يك ماليخوليايي ديگر به جمع نت نويسان دنيا اضافه شد . مي خواهم بنويسم كه يك آرزو دارم و اون اينه كه اگه اين بار فرصت فراهم بشه مي خواهم شركت كنم و بخت و اقبال خودم رو بيازمايم . از بس كه چيزي رو كه مي خواستم توي دوران دبيرستان نگذاشتند راحت دنبالش بروم مي خواهم اگر اين بار كار دنيا دست به دستم داد انجامش بدهم .
با خواندن وبلاگ يك وجب خاك اينترنت و اوضاع و احوالش بگذريم جداي از استعدادش ، حسابي هوايي شدم كه مي شود كه يعني يك روزي هم من بتوانم در مغز لندن كار كنم . در ساختمان بي بي سي ، بخش فارسي . با شهريار رادپور و حسين تهراني و خيلي هاي ديگر .
تا دلتان مي خواهد بخنديد . به خصوص تو رضا .
