تبليغاتX
سردبیر دیپلم

سردبیر دیپلم

ما مِگِم بُگُو نِمِگِم بُوگُو


با اين حرف كه نامه آقاي كروبي يك تبليغات زود هنگام است . موافقم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 21:8  توسط   | 

جوابيه دكتر علي ولايتي در مورد  مقاله مسعود بهنود از باب نگهداشتن حرمت قلم و احياء مفاسد مرا به اين فكر انداخت كه بدانم امروز در اين جوابيه كه آقاي ولايتي در جواب مقاله مسعود بهنود در شرق نوشته است  و ايشان به كرات از مصدق به نيكيياد ميكند چرا و تا ه حال در مورد اين يگانه مرد بزرگ تاريخ  سكوت پيشه كرده اند و به راستي از مقام شامخ وي پاسداشتي به ياد بودي  نكرده اند . ايشان كه خود دستي در نگارش دارند چرا تا كنون به قلم خود مطلبي در دفاع ازوي ننوشته اند . چرا كه سياست دنياي بازي براي برد است با هر شرطي . همان شرط هايي را كه اشرف پهلوي بكار ميبرده است تا برنده باشد . همان اشرفي كه او را مسئول توزيع مواد مخدردر ايران مينامند . سياست است و دنياي مادون .

اگر چنين است كه در پاسداشت قلم چپ و راست از اين روزنامه نگار شهيد كريم شيرازي ياد ميكنيد چرا از روزنامه نگاراني كه فقط دغدغه ميهن مان را در عصر خود شما دارند سطري در حمايتشان نمينويسيد كه لب گزيده ايد خموش در كنج پستو . چرا امروز داد شما به هوا رفت در پاسداشت قلم از كريم شيرزاي اما يادي از شاعران ونويسندگان مرحومان پوينده و مختاري نميكنيد . چرا در مقابل تعطيلي فله اي مطبوعات كه ايران را از دوره رضا خاني هم عقب تر بده است چيزي نمي گوييد . چرا ؟ چون سياست است ، گفتن به وقت خاموشي و خاموشي ...   .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 21:53  توسط   | 

الحق كه لراست اين کروبی. وقتي كه اين رگش هم حركت ميكند خامنه اي را هم نمي شناسد . نامه اش به جنتي كم ميكند وزن اين آدم متكبر را كه فكر ميكند پدر همه است و افسار مملكت را هر جور كه دلش ميخواهد تاب ميدهد . اين نامه كه اين بار كروبي  با نام خودش و نه به نام ملت و صلاح ملت و يا به نام حزبي  و اين بار هراتفاقي { گرچه براي او نمي افتد } مسئوليت

آن اتفاق با اوست و نه روزنامه نگار و روزنامه اي . گرچه او بيش از اين ها اهل زد و بند است ولي خب باري به هر جهت گام مثبتي در جهت تابو شكني بوده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 18:57  توسط   | 

كمي كه خسته ميشوم باز يادم مي ايد كه سل دارم و بايد آب دهانم را روي زمين بيندازم . زمين را نگاه ميكنم .من عامل آلودگي خواهم بود آيا ؟

 

جاي ديگري براي مردن ميخواهم دالايي لاما ، مرا بسوزان و ازخاكسترم

مجسمه اي بساز براي رهايي 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 22:15  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 19:27  توسط   | 

فقط دیگر با امدن احمدی نژاد همینمان کم بود که دختر کلینتون به اسلام علاقه مند بشود که گویا شده است . جالب است و شاید که حقانیت اسلام را میرساند و شاید هم دختر ایشان چیزی خورده است .
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 22:52  توسط   | 

بعد از اين فاجعه بم كه گيريم يك نفر آدمي سياسي بلند مرتبه هم در آن باشد به راستي يك تروريست حالا مي خواهد بن لادن باشد يا پينوشه يا اين شيخ قدرت پرست عراقي مقتدا صدر

يا هر تروريست ديگر چگونه آدم ميكشد. ميگويم انگيزه . اما انگيزه يك تروريست به همان ذات تروريست بودنش ه بر ميگردد ، چگونه مي تواند خودش را راضي كند براي به هم ريختن فضاي يك كشور چند آدم ساده را بكشد . اينجا يادم امد كه اين شيخ قدرت پرست عراقي مفتدا صدر به خاطر همين قدرت و تشنگيش به همين قدرت حاضر شد كه حرم امام علي را به گلوله ببندند و او انجا براي رهايي از چنگال مرگ تن به رضايت فروريختن اين حرم شد ويادم كه امد ديدم هيچ رجحاني نمي ماند كه در مورد ترور و تروريست وقتي كه يك نفرش به نام دين اين چنين پستي ميكند بنويسم . 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 22:43  توسط   | 

شبکه تلوزیونی هما در آستانه تعطیلی است فصل جدیدی در برخورد با انتنهای ماهواره . باز هم یاد مهجرانی بخیر و نیکی باد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 18:37  توسط   | 

من هميشه به تمام سخنان هر وزيز فرهنگي با تمام قوا گوش ميكنم . جناب صفار هرندب هم وزير مجترم فرهنگ نيز انسان خوش بياني است كه وعده و وعيدهاي فراواني داده است و همه هم نيز شنيدني اما فقط شنيدني و نه عمل كردني . اما هرچه فكر ميكنم مهاجراني كه آقاي خامنه اي او را با نام :برادر دانشمندم مي خواند وزير ديگري بود . يادش بخير با عصر طلايي مطبوعات و كتاب .

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 18:18  توسط   | 

اگر روزي در ايران حجاب آزاد شود كه انهم تنها در صورتي است كه اين نظام با يك انقلاب راديكال ديگر سرنگون شود { البته بنده با اين رژيم موافقم اما بايد در ساختار آن كمي تعديل بوجود اورد يعني اينكه من مشاركتي هستم يعني با جمهوري اسلامي موافقم با كمي تعديل در ساختار}اولين كساني كه دچار يك نوع بحران اجتماعي و فرهنگي و معنوي ميشوند كساني هستند كه مثل من كمي ارق مذهبي دارند اما امل مذهبي نيستند . دم خروس را باور كنيم يا قسم ابولفظل را . يعني اين كه خداي مهربان  كه رحمتش دريا در درياست اينها را هم به بهشت ببرد وما را هم و ديگران هم . پس تكليف اين هم سال ساختن بهشتي با نديدن و نچشيدن چه ميشود . اين ها كه ميبينند يعني ه جهنم ميروند . نه  نمي روند اما ما هم به بهشت نميرويم و چون به دنبال همان نديدن و نچشيدن ، چه قدرها كه ديده ايم و حريصانه چشم دوخته ايم .

خداوند نگارنده اين سطور را به خاطر ديد زدن امروزش به دختري كه لم داده بود به ديوار و با خندهاي  بلندش كه معلوم ميشد كرست نبسته است سينه هاي هلوييش چه تكاني مي خورد .

همان جا گفتم : تبارك الله احسن الخالقين .

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 22:19  توسط   | 

مطالب قديمي‌تر