تبليغاتX
سردبیر دیپلم
سردبير

قبل ترها گفته بودم كه ما براي خود بودن احتياج به خودمان داريم نه تئوريهايمان از خودمان نيست ، جنسش از خودمان نيست . ما آمديم {ما كه نه شما } آمديد اقلاب كنيد تا غربي نشويد در اين ورطه تندروندگان داشتيم عرب ميشديم كه خدا را شكر خاتمي امد. اميد معماريان در نوشته اش در روزنامه روز سخنان هرندي را نقل ميكند كه در موردآواز خواندن مطالبي گفته است . دوباره مينويسم خدا راچه ديديد آمديم و او هم از اهالي (وبلاس) بود ، اين نوشته را خواند و كمي متغير شد .

اگر امروز من يا هر آدم ديگري در ينگه جااي دنيا با شلوار و تيشرت بيرون برويم مشخص كننده اين نيست كه ما از كجا هستيم {لباس هاي بومي را از اين مورد جدا نگه داريم } اما يك آلت موسيقي مانند تار در هركجاي دنيا كه باشد نشانه فرهنگ وگذشته يك فرد به عنوان يك ايزاني است .

(اين نوشته در مورد برنامه آن سوي خبرها با موضوع وضع بد موسيقي سنتي نوشته شده است .)

اوضاع موسيقي سنتي بد است چون كه آلات موسيقايي ما تصويري درذهن ايجاد نميكند در هر حالي كه كوچكترين صداي گيتار ياد اور هزاران آوازه خوان خارجي است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:46  توسط   | 

_ سروش وارد دهه هفتاد ميشود .او دور شده است از اين موضوع كه چرا بايد در ايران همه  عمرش را صرف وارشاد ايرانيان كند . محسن مخملباف با هشت كلاس سوادش دارد تئوري صادر ميكند يا همين دكترمان احمدي نژاد نقل و انتقال سليمان وار ميكند .  الان اينجا به نظر من ديگر نبايد چشم اميدي سروش به داخل داشته باشد او بايد در خارج بماند وحرف وخواست

ملت اصلاح طلب ايران را بيان كند چرا كه به تنهايي خاتمي جواب نمي دهد .

امروز فلسطين را خالي از سكنه  ميكند فردا دستور لشكر كشي آمريكا براي تحويل دادن اين قاره به صاحبان اصليش سرخ پوستان  ميشود . يكي جلوي تئوريهاي اين (دك تر) مان را بگيرد . بابا جايرشادتامن در جنگ هنوز درد ميكند، صدام مسلمان بود مسلمان كشي ميكرد اين يكي اگر پاش بيفته جرمان ميدهد 

__________________________________________________________

من به عنوان  يك طرفدار اصلاحات نظام و آن هم تند وتيزش كه بايد يك خط فاصله با براندار

بينشان گذاشت فكر نمي كنم كه كار اصلاحات به گورستان كشيده باشد كه تابوتش را بخواهد هجاريان يا عبدي به دوش بكشند . اصلاحات يك روند يا بهتر آنكه يك جوشش مردمي بود كه در زير فشار قدرتمنداني كه صلاح مردم را در صلاح ديد خودشان ميدانستند بود .

اصلاحاتي را كه خاتمي شروع كرد تيغ تيز جراحي  بود كه براي بهبود بكار برداشته شده بود نه براي نابود كردن.بايد يك فاصله ميان خاتمي و كساني گذاشت كه تئوريهايشان حزبي است و به مردم به چشم تنها يك مصرف كننده نگاه ميكنند كه هرچه امد با ان بسازند اما خاتمي حق شهروندي  فراموش شده را به مردم برگرداند و مردم را به فعاليت براي گفتن و ستادن حقشان

فرا مي خواند .

اصلاحات زنده است و رو به جلو . اولين نشانه اش هم اينكه جو پوشش جامعه به عقب بر نخواهد گشت .

سينما و ماوراء ديشب در مورد ارتباط داشتن آدمهايي مي پردازد كه يك نفرشان در وجود خدا شك دارد ، مذهبي نيست و به معجزه اعتقاد ندارد ولي مادرش كسي بوده است كه شفاء مي داده است . اينها همان آدمهايي هستند كه تا چند سال پيش به گسسته شدن بنيان خانوادگي و نداشتن  ريشه و اصل ونسب متهم ميشدند و يك صدا تلوزيون ايران كه نماينده عده اي داراي قدرت بود فرياد ميزد كه تنها خدا در بين مسلمانان جايگاهي دارد اما امروز .. فيلم رضا مارمولكمان ميگويد كه به اعداد آدمهاي روي زمين راه وجود دارد براي رسيدن به خدا و......

هر آدمي خداي خودش را دارد و بااو درارتباط است و جالب اينكه اسق اعظم نماينده آدمهايي در ايران را بر عهده داشت كه تنها خودشان را در خور داشتن ارتباط با خدا ميدانند .

و يا جمله اي ديگر ___ خدا كه تنها خداي آدمهاي خوب نيست خداي آدمهاي خلاف كار هم هست . كاش آيت الله جنتي اين فيلم را يك بار كامل نگاه ميكرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 22:35  توسط   | 

حال و حوصله ام سخت سر رفته است از بس كه اين اظهارات  فاضلانه استاد احمدي نژاد را ديده ام كه دارد بلايي خانمان سوز مي شودبراي چندي ديگر و نمي شود كه جلويش را گرفت .

يا به قول حسين درخشان با عدم توانايي در دانستن زبان انگليسي  و نداشتن وبلاگي انگليسي زبان هر چه را با خاتمي رشته بوديم پنبه شده است .

نمايش شبكه چار با بازي مرحوم رضا سعيدي باز هم ياد اور دوري و فراق بازيگر بزرگي مانند ثوقي است . داش آكل مرد لوطي  . ياد طوطي . ياد مرجان به خير . ياد اسفنديار__ منفرد زاده . ياد بهمن مفيد . ياد كنعان كياني كه رفت و كسي هم يادي در خور او از او نكرد.

ياد جمال وفايي با ترانه تيروم تيرومش . ياد همه انهايي كه با واكنشهاي تند و انقلابي و راديكالي كه {در هر انقلابي هست } سوختند و رفتند .

دوم قبل تر هم نوشته بودم كه من خواب يك جنگ را ديده ام ولي كي وكجايش در ايران را نمي دانم ، پيشتر ها ديده بودم و تنها ترسش را درخاطردارم . حالا هم كه دكترين آقاي احمدي نژاد هم گل كرده است و پيششنهاد داده است كه يهود كوچ كند . يكجاي كار درد ميكند واينكه

من را به شدت ياد كتاب يهودي سرگردان اوژن سو مي اندازد و هجرت وهجرت وهرت .

كجاي دنيا از آن ادمهايي است كه پيامبري دارند و كتابي كه از‌اسمان آمده است . بعد سرب كيميايي و سر تراشيده شده فريماه فرجامي . آقاي احمدي نژاد هم به نظر من بايد بيايد حساب يهود را از صهيونيسم جدا كند و حساب خليفه هاي عربي را كه نانشان در پيشگاه ملتشان در مخالفتشان با اسرائيل .  بعد بايد حساب سرنوشت ملتي را جدا كند از جهان عربي كه تا دنيا دنيا باشد چاه نفتشان خدايشان ست و آمريكا و جرج كندي و كلينتون و بوشان پدر وپسررا با چاه نفت معامله ميكنند با كشوري كه انقلاب و كشتار هاي شاهنشاهي و هشت سال جنگ  نفسش را گرفته است و دمش ديگر دمي نيست كه با اطمينان فرو برود .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 20:54  توسط   | 

اي ول . خوشم مي آيد از اينكه هاشمي كار خودش را كرد .همه دستهاشان را در جاهاي ديگري بند كرده اند ولي هاشمي دستش را درست در راه تنفس انقلاب گذاشته است يعني نفت .

ايران همه چيزش يعني ديانتش هم بوي نفت دارد و آدمها بالاي هرچيزي قيمتي ميگذارند .نمونه اش  بازي با عقايد مذهبي مردم مانند رابطه داشتن با امام زمان . اي ول هاشمي  اول و آخر تمام مرداي نظام جمهوري هستي .

دوم اينكه پارتيشن بندي خبرگان رهيري مي خواهد به هم بخورد . يعني با انتحابات بعدي جايگاه ولايت تعريف وتنظيم بيشتري ميابد . در اينكه همه روحانيون بر اينكه حوزه جداي از قدرت بيد باشد شكي نيست اما با اين انتخابات معلوم ميشود {تعريف دقيقتري} صورت ميگيرد كه اگر در دستان اصلاح طلبان بيفتد دچار كنكاش بيشتري قرار بگيرد اما اگر در دست عالمان تندرويي مانند مصباح یزدی قرار بگيرد اين جايگاه به حد اعلاي خود در طي چند سال گذشته قرار خواهد گرفت .

سوم . آقاي احمدي نژاد هم تا مشت آمريكا را در دهان ملت ايران خورد نكند بي خيال داستان نمي شود. ما دندانهايمان را دوست داريم و دنده هايمان را .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:5  توسط   | 

شعاري كه بعضي از دوستان اصلاح طلب دادند يعني عبور از قانون اساسي بند آولش را فراموش كرده اند عبور از ولايت است و اين نكته ميان همين اصلاح طلبان پايه اول شكاف است چرا كه رفتن ولايت از ديباچه حكومت كنار گذاشتن روحانيت از قدرت است  و اين نميشود مگرآنكه همه مردم ايران بخواهند گنجي شوند كه اين هم نمي شود . چرا كه خيلي از همين مردان بلند پايه نظم كه خواهان اصلاحات هستند، روحاني هستند و اين يعني دور خود خط كشيدن كه بازهم نمي شود . حالا در اين ميان چه كسي بزرگترين ضربه را به اصلاحات زدند شايد خيليها از خود اصلاح طلبان باشند اما سد راههاي قانوني و غير قانوني فشار اور بر اين اصلاح طلبان خود عامل بزرگي بود . اصلاحات مسير پويايي خواهد داشت .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 21:59  توسط   | 

يادي ميخواهم بكنم از بهروز وثوقي . بازيگزي كه شايد مثالش پيدا نشود به جز انتظامي كه بازيش امضاي خودش را دارد . وثوقي براي من ياد اور ممل امريكايي ، داش آكل،‌ قيصر ، مجيد در سوته دلان و يكي از شاهكارهايش  گوزنها . بن بست تمامي معتادان ايراني با همان حالت افيونيشان . الان شبكه سه دارد سريال (وخداوند عشق را‌آفريد) را پخش ميكند . بعضيها نمي توانند خودشان باشند واينجا تفاوت وثوقي وانتظامي وشكيبايي وپرستويي معلوم مي شود.

اين پسرك دارد زور ميزند تا بتواند يك تار موي مجيد در سوته دلان شود . دهانش را خيلي بد باد ميكند براي تلفظ كلمات با مكث كمي طولانيش ، راه رفتن بي ريختش به جاي اينكه شبيه مجيد در سوته دلان باشد نقش معتاد وثوقي است در گوزنها با خميدگي ساختگيش . گريمش كه آدم را ياد نمكي فخيم زتده مي اندارد كه آنهم كمي بازهم تقليد همان مجيد سوته دلان است .

زياد نپيچشم كه يارو اگر بخونه به كل نااميد ميشه .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 21:58  توسط   | 

ياد علي حاتمي به خير. شاهكار مرحوم علي حاتمي به نظر من ليلي حاتمي است وبس . بعد از اين، فيلم سينمايي سوته دلانش خوب است . با بازي خوب بهروز وثوقي در نقش مجيد ديوانه .

فيلمش غمناك است و پاكي از دست رفته اي را ياد ميكند كه امروز يادش را بخير باد ، كه بادا بادش را خوانده اند پيشترها .  با ان تدابير شان در حكومت كردن برمردم .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 23:31  توسط   | 

اين نوشته از آن است كه ميخواستم چند روز پيش بنويسم ولي امروز مينويسم . فكر كنم مربوط به يكي از مطالب اميد معماريان است.لينكش را نمي گذارم چون حوصله اش را ندارم .

در مورد اين بود كه در ايران ما هر چيزي اول بعد امنيتي پيدا ميكند . پس در هرموردي اول موضوع تعبير ميشود ، بعد سنجيده ميشود ، بعد تفسير ميشود. اين يعني اينكه (تعبير) هر كسي

به نفع خودش مورد را معني ميكند تا جناحش را بالابكشد ،بعد (سنجيده) ميشود واكنش عمومي

را مينگرند وسپس به يك قضاوت عادلانه در جهت مصالح نظام در سطوح بين المللي عمل ميكنند .

خداوند منوچهر نوذري را بيامرزد تنها از من همين بر ميايد. سوم بازهم فاجعه در راه خواهد بود .

خب امديم سر موضوع  اينكه آقاي احمدي نژاد ميخواهد انتقام  بگيرد از آقاي جاسبي چرا به كنار. تكليف اينهمه منبع درآمدي نامعلوم و اين شهريه هايي را كه هر ترم افزايش پيدا ميكرد چه خواهد شد . من ميگويم آخر اين ماجرا در جهت منافع ملي و اينكه گند كاري اين از بالاي اون در نياد بي خيال هم ميشن .فقط دانشجوها سر كار ميمونن .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 21:25  توسط   | 

از ان نترس كه هاي و هويي دارد از ان بترس كه سر بتويي دارد . آقاي احمدي نژاد هم اين جوري است ديگر .  ما بايد بدونيم كه ترسيم افقي خوش براي مردمي كه هر روز بيشتر در خودشان فرو مي روند و تنها و تنها به فكر خودشان هستند  فقط يك عوام فريبي است . دادن شعار نفت در سر سفره مردم مانند اين است كه اعلام شود از فردا انتقاد از اقاي خامنه اي آزاد است و هر كسي كه از راه آمد ميتواند انتفاد كند . نوشته مسعود بهنود با عنوان باز سيد ضياء

باز كردن كتابي است براي انها كه تاريخ معاصررا چون لقمه اي جويده ميخواهند و نه بيشتر .

دوم حالم امروز حسابي سگي گرفته شد . يكي به من گفت بابا تو كه قرار دادي هستي و بعد گفت: پات روي پوست خربزه است .ما يكي رو بگيرن جر بدن ولي تو سرمون نزنند كه بابا ما قرار دادي هستيم . بعد خنديدم، گفت چرا ميخندي.گفتم به خودم ميخندم كه نبودم تا ان زمانهاي

قبل كه همه به انداره هم ارزش داشتند، باشم و به قانون و قانون گذاراني راي بدم كه امروز زيرش نمونم كه منت بكشم كه بله قراردادي هستيم .

در زمان انتخابات يكي از دوستان گفت تو چه اصراري داري كه ما راي بديم اونم حالا____

{مرحله دوم بود} به هاشمي . گفتم واسه اينكه فردا كسي نياد حرف حالاي من و بزنه و يه جورايي بكشه آن چيزي كه داريم ما ميكشيم .

سوم اينكه آقاي احمدي نژاد  گفته بود كه ما كارگر قراردادي نخواهيم داشت . خب چي شد .

به ما ميگفتند تو كه قرار دادي هستي خر ديوانه راي بده بهش . ميگفتم بابا ضمانت اجرايي ندارد ،مي خنديدند ، ضمانت اجرايي را نمي فهميدند . حالا مگر ميتوانند در جلوي همين اشراف قد بلند كند . اگر ميگويد كه قاليباف مفسد اقتصادي است عمل كند ، ما هم پشتش هستيم ولي با يك شرط  و آنهم اينكه داخل به دربار را هم معرفي مند . يا علي بابا .  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 22:9  توسط   | 

امروز  اختتاميه جشنواره اله سيت درمشهد بود و من به دليل مشغله كاري نتوانستم  كه در آن شركت كنم و از نزديك شاهد  اين مراسم باشم اما به هر حال براي تمام دوستان وب نويس مشهدي آروزي بهبودي و بهروزي در تمامي عرصه ها را دارم .  

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 19:31  توسط   | 

رفتم و فقط يكي دو تا چهره اشنا را بيشتر نديدم . نويسندگان وبلاگي كه وبلاگ هايشان  خوب است در حد خودشان . يكي دوتايشان اوركاتي بودند . اجراي مجريش هم بد نبود با تمام تپوقهايش .  50 نفري ميشديم . هفت ، هشت تا هم دختر . براي اولين بار كه من ديدم بد نبود ، خوب بود . فقط  در يك چيزش اشكال ديدم  و ان اينكه از حسين درخشان  كسي يادي نكرد با اينكه يكي دو تا تيكه سياسي آقاي مادر شاهي آمد  شايد ترسيدند كه يادي از او بكنند ،لااقل براي تبليغي كه او كرد براي مسابقه وبلاگ نويسي در مشهد . يكي ديگر هم اينكه  تبليغات آن هم  افتضاح بود و اصلا" كسي خبر نداشت .

 

اله سيت كه جالب نبود . بيشتر شان صداي باندهايشان را بلند كرده بودند و كسي هم دور_ وبرشان نبود .  به طور كلي خالي بود  . مشهد مي تواند يك قطب  نرم افزاري باشد  اما

كمي مشكل دارد و ان هم به نظر من بر ميگردد به زير ساختار هاي نظام  صنفي  و دوم هم

فكر ميكنم تحصيلات دانشگاهي  دانشجويان  مهندس شده اش .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 23:19  توسط   | 

خيلي دلم ميخواهد فيلم سكس و فلسفه محسن مخملباف را ببينم . فيلم ساز پر شور انقلاب كه با پول همين انقلابي كه حالا با فيلمهايش به برخي ازنتايجش مي تازد وان را زيرسوا ل مي برد .

مردي كه فريم به فريم فيلمهاي دخترانش را ميخرند و او تئوري براي جهان صادر ميكند .

آدم انقلابي پرشوري كه انقلابي بودنش داشت مسعود كيميايي را به خاطر ملي فكر كردن خفه ميكرد چرا كه او آتش نداشت تا همه چيز را به يك نما خراب كند . چرا كه كيمياي هنوز از گوگوش خوشش مي آيد و شايد صداي شجريا ن  به گوشش نخورده باشد .

خيلي دلم ميخواهد نوبت عاشقي مخملباف را هم ببينم . بنيان گذار كمي  بي غيرتي . آدمهايي كه برايشان همه چيز به يك اندازه مي ارزد {به نظرم } .

او الان دارد به احمدي نژاد فحش ميدهد . تئوري صادر ميكند . در خارج عشف و حال ميكندو منتظراست تا كودكان افغاني كه راهي مدرسه كرده است چه درايران و چه درخارج ارايران،

افغنستان ، و بشر دوستانه بودنش راثابت ميكند و منتظر است تا يكي از آنها ديپلم بگيرد .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 22:45  توسط   | 

صنوق مهر رضا بایگانی شد . صندقی که در ۲ ساعت تاسیس شود به دو  دقیقه هم بسته میشود . از یک چیز این احمدی نژاد خوشم می آید از  رو نمی رود که نمی رود . جه جسارتی دارد این مرد .
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 8:49  توسط   | 

بزاي انخاب خاتمي به عنوان  برنده جايزه صلح نوبل تلاش كنيم . او يك تنه ناجي ايران در مورد كارهاي ناشيانه احمدي نژاد در سطح جهاني است . او يك تنه ايران خواهان صلح و امنيت و ازادي است .  خاتمي به راستي  شايسته اين  جايزه است چرا كه  او با طرح گفت گوي تمدنها توانست  تصويري نو از ايران ارائه دهد كه كلينتون رئيسس جمهور وقت آمريكا اقرار كند كه ايران كشوري با مردمي با فرهنگ و تمدن است . اين گفت و گوي تمدنها توانست  جلوگيري كند ار پروژه برخورد تمدنها و جنگهاي صليبي كه اينبار مسلمانان تندرويي

مانند بن لادن شروع كرده اند . خاتمي يك تنه ايران آزاد است و ما خواهان ايراني فارغ از جنگ و خون ريزي  هستيم ، خاتمي هنوز رئيس جمهور ماست .

وقتي رئيس جمهوري با همراه متملقش با عقايد مذهبي  مردم به راحتي بازي ميكند يكي ، دوتا

آدم معمولي كه با همان سهميه بسيجشان كه ان هم به خاطر پورسانتهايي است كه ميگيرند ، مي ايند و خادم ميشوند  و با احساسات مذهبي مردم بازي ميكنند . اين كارها يك خوبي دارد و ان اين است كه رنگ معجزه و رنگ نگاه كردن به انجام هرعمل خارق العاده اي را كم ميكند و مردم باور ميكنند كه هر كاري را كه خارج از دايره ذهنيشان است زود به عنوان معجزه تلقي نكنند .

مانده ام در مورد اين روابط ايران و آمريكا چه بنويسم به غير از اينكه  لينكي بدهم به نوشته مسعود بهنود و دوم اينكه اين رابطه تنها زماني از سر گرفته ميشود كه  حكومت ايران  از حالت  نيمه دمكرات به دمكراسي تمام بدل شود و همه چيز در صلاح ديد نفرآخري تمام نشود .

و دوم اينكه آمريكا هم بداند كه منجي جهان نيست  همانطور كه ايران منجي جهان از طريق دين اسلام نيست و بايد به منافع مشروع ايران در منطقه احترام بگذارد و بداند ملت ايران  ملتي  با فرهنگ و با تمدن است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 22:52  توسط   | 

آوازهای روزانه  کسی که به آوازهایش خو کرده بودیم و صدایش صدای مردمی بود که در ایران تریبونی نداشتند که شکایت کند .رفت .آوازهای روزانه به دلیل بیماری دیگر آواز نمی خواند و دنیای وب ازآوازی پویا در راه آزادی محروم شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 22:47  توسط   | 

كارها كه تمام ميشود  جايي براي تفكر است كه حالا بعد از آن آرمانهاي انقلابيشان كمي با تعقل گام از گام بردارند . يعني  زمانه و نتايج آن اعمال  كه تا مدتها خودش را نشان خواهد داد

آنها را كه كمي ميل  به بازسازي و يافتن مردم اند را به تفكر وا ميدارد .

يكيش همين مسعود ده نمکی است كه در يادداشتي سابق براين از او يادي كردم و گفتم كه او دچار تحول است . با آن فيلم فقر و فحشايش .  فقط ميماند جوري كه بر مردمان والايمان ناخواسته رفته است . يكي از انها هويدا بود . خدايش بيامرزد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 21:57  توسط   | 

فيلم  صبحانه براي دونفر را ديدم . بد نيست . داستان يك نويسنده است كه با شضصيت داستانش ارتباط دارد . فيلم دور ميزند و دور ميزند.يك چرخش نه چندان شيرين .

شكيبايي هم  از آل پاچينو تقليد ميكند و همان بازي هميشگي  و شيرين . من كه دوستش دارم .

اين هم يك ياد داشت كه به سياست ربطي ندارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 23:34  توسط   | 

    برنامه بيست و سي گفت : شاهرودي و نه گفت آيت الله شاهرودي . چه جسارتي كرد اين مرد .  

دوم در پي كشته شدن جوان 18 ساله اي در زندانهاي شيراز مسئولان اين زندان بر كنار ودر جايي ديگر ويا زندان ديگري به كار گرفته شدند . در كشوري  تبعه اي از كشوري ديگر كشته ميشود  رئيس پليس انجا شهر تا دم بركناري ميرود انو قت در ايران ما رئيس يك زندان را تنها بركنار ميكنند .

سوم اينكه هر كسي كه فكر ميكند كه حسين در خشان به عنوان يك بلاگر هيچ گونه نقشي در جهت

پيش برد برنامه هاي دمكذات مابانه اين دنياي مجازي نداشته است بايد بگويم كه : ...ه خورده كه همچي فكري كرده . اون كسي كه اينچنين فكري را بكند تنها به فكر پول در‌اوردن و داشتن ردپايي براي برگشتن به ايران است .  من هم مانند حسين درخشان مشاركتي فكر ميكنم در تمام انتخاباتي كه انتخاباتي اجتماع گونه باشند يعني مثل شوراي شهر، مجلس ، رياست جمهوري شركت ميكنم .

من منتظر آمريكا نيستم و نمينشينم  . دنبال جنگ هم نيستم . از بن لادن هم خوشم نمي‌ايد تا شارون اما اسرائيل هم حق حيات دارد چون در درونش اين اسرائيل آدم هايي زندگي ميكنند كه با شارون مخالفند دنبال صلح هستند و هموطنان فلسطينيشان را دوست دارند .

چهارم باشد براي بعد .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 22:40  توسط   | 

من

خواب كدام ستاره در دل آسمان را ديده ام

كه امروز

راهم را بي دليل هر نشانه اي

گم كرده ام .

 

من

خواب خرس ها را تفسير نمي كنم

كه امروز

كدامينشان پيروزند .

اما

باور كنيد كه ستاره ام 

 ازقمر درعقرب نمي ايد .

 

پس كجاست  

صلح

آزادي

عدالت

دمكراسي .

 

عقرب كدامشان

از قمرم گذر خواهد كرد

من كه امروز

راهم را بي دليل ستاره اي

در خواب خرس ها گم كرده ام .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 19:34  توسط   | 

من فكر ميكنم كه چرا احمدي نژاد هر چه آدم براي وزارت نفت معرفي كرده است همه يكدم به كنار پول دارند و ان هم حسابي . شايد به خاطر اين است كه اگر بعدها اتهام خوردند كه 

فساد مالي دارند  بگويد كه آنها  نيازي ندارند كه از اين  غلطها بكنند . من پيشنهاد ميكنم براي ختم به خير اين قضيه يك آدم گدا و بي پول را اين بار معرفي كند .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 19:31  توسط   | 

در ايران آن كس كه ايران گشته و فارسي را بلد است بايد بداند كه براي دريافتن  اينكه اشكال كار از كجاست بايد رجوع كند به تيتر روزنامه كيهان و رسالت و يالثارات و از اين روزنامه هاي كيلويي كه فقط يك نفر در آن مي نويسد و دو نفر هم ميخوانند .

به طور كلي اگر در هر موضوع جنجالي  جناح راستمان  با تريبون ها و بولتن هايش سروصدا راه انداخت بدانيد كه آن عمل براي پوشاندن عمل ديگري است كه عمله اي ديگر دارد انجام ميدهد .  مثل اين ديوار 7800 نفري بسيج . ان همه سر وصدا و آخر كار هم  درش را تخته ميكنند كه بله تعميرات . باور  كرديم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 21:31  توسط   |